سيد علي اكبر قرشي

391

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

بعضى از ملائكه در ميان ابرهاى ثقيل و بعضى در ميان كوههاى بلند و بعضى در شكم ظلمتهاى كور هستند « ايهم » چيزى كه در آن راه يافته نمى شود . دلس : مدالسه : حيله كردن . آن فقط يك بار در « نهج » آمده است به مالك اشتر مى نويسد : « فلا ادغال و لا مدالسة و لا خداع فيه » نامهء 53 ، 443 ، بايد در عهد و پيمان ، افساد و فريب و حيله نباشد . دلف : راه رفتنى كه قدمها كوتاه برداشته شود ، اين كلمه فقط يك دفعه در كلام امام ( ع ) آمده است . « استفحل سلطانه عليكم و دلف بجنوده اليكم » خ 192 شيطان تسلطش بر شما بيشتر شده و لشكريانش را بسوى شما روان كرده است . دلل : دلالت : نشان دادن . ارشاد . راغب گويد : دلالت آنست كه با آن به معرفت و شناختن چيزى برسند . از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است چنان كه فرموده : « فبالايمان يستدّل على الصالحات و بالصالحات يستدّل على الايمان » خ 156 ، 219 با ايمان باعمال صالح و با اعمال صالح به ايمان راه يافته مىشود . ادلال : افراط برترى . دربارهء آدم بى معرفت فرموده : « و يبالغ فى الموعظة و لا يتعّظ فهو بالقول مدّل و بالعمل مقّل » حكمت 150 در موعظه مبالغه كند ولى خود موعظه پذير نيست ، در سخن بر ديگران برترى كند ، ولى در عمل كمكار است . دلهم : ادلهمام : شدت يافتن ظلمت . « ادلّهم الظلام ادلهماما : كثف و الليل : اشتدّ ظلامه » اين كلمه فقط يك بار در « نهج » آمده است دربارهء آسمان فرموده : « جعل نجومها اعلاما يستدلّ بها الحيران فى مختلف فجاج الاقطار ، لم يمنع ضوء نورها ادلهمام سجف الليل المظلم » خ 182 ، 261 ، خداوند ستارگان آسمان را علامتهائى قرار داده كه آدم گمشده در راههاى اقطار زمين با آنها راه پيدا مىكند . در قرآن آمده‌وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ سياهى پرده‌هاى شب تاريك ، مانع نور ستارگان نيست « سجف » بر وزن عنق جمع سجاف بر وزن كتاب به معنى پرده است . دلو : ظرف آبكشى و فرستادن آن به چاه لفظ ادلاء اگر با « الى » باشد به معنى دادن آيد چنان كه خداوند فرموده : وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ از اين ماده سه مورد در « نهج » آمده است دربارهء تحويل خلافت توسط ابى بكر به ابن خطّاب فرموده : « حتى